خانه / اخبار / اعلام حکم قضایی نرگس کلباسی + جُرم، بیوگرافی و عکسهای جدیدش سال ۹۵
اعلام حکم قضایی نرگس کلباسی + جُرم، بیوگرافی و عکسهای جدیدش آذر 95

اعلام حکم قضایی نرگس کلباسی + جُرم، بیوگرافی و عکسهای جدیدش سال ۹۵

اعلام حکم قضایی نرگس کلباسی + جُرم، بیوگرافی و عکسهای جدیدش سال ۹۵

***

همچنین ببینید:

جزئیات خبر تبرئه شدن نرگس کلباسی سال ۹۶

جزییات تجدید نظر در حکم دادگاه نرگس کلباسی در هند

***

 

اتهام نرگس کلباسی اشتری چیست؟

به نوشته نشریه دیلی میل یکی از کودکان در سال ۲۰۱۴ ناپدید شد و در پی آن خانم اشتری با اتهام قتل غیرعمد مواجه شد و اکنون در صورتی که اتهام ثابت شود، ممکن است به حبس محکوم شود. نرگس اشتری در درخواستی که به زبان انگلیسی منتشر کرده از دوستان و همکارانش در بریتانیا خواسته از او حمایت کنند. اشتری می‌گوید تا پایان روند قانونی اجازه ترک هند را ندارد و نگران است از محاکمه عادلانه برخوردار نباشد و از مردم می‌خواهد در حمایت از او نامشان را به طومار بیفزایند.

کمپین اینترنتی که به همین منظور راه افتاده که از نخست‌وزیر ایالت اودیسای هند و از نارندرا مودی نخست وزیر هند می‌خواهد در این پرونده دخالت کنند.

موضع ایران در قبال نرگس کلباسی اشتری و جرم او

دولت جمهوری اسلامی اعلام کرده که از نرگس اشتری حمایت خواهد کرد. حسن نوریان سرکنسول ایران در حیدراباد هند برای پیگیری وضعیت حقوقی و کنسولی او به رایاگادا در ایالت اوریسا رفت و برای حضور در دادگاه و پشتیبانی از نرگس اشتری دوباره نیز در آنجا حاضر شد.

محمدجواد ظریف نیز در ۱۳ آذر ۱۳۹۵ در محل سفارت ایران در دهلی‌نو با نرگس کلباسی اشتری دیدار کرد.

جدیدترین اخبار از پرونده قضایی نرگس کلباسی اشتری در هند

سرکنسول ایران در حیدرآباد گفت: نرگس کلباسی هم اکنون با سپردن وثیقه ملکی از بازداشت خارج شده است و باید منتظر دادگاه تجدیدنظر باشد.

حسن نوریان، سرکنسول کشورمان در حیدر آباد با اشاره به برگزاری جلسه دادگاه رسیدگی به پرونده نرگس کلباسی در شهر رایاگادا هند خاطرنشان کرد: جلسه قرائت رای دادگاه شهر رایاگادا از ایالت اوریسا هند درمورد اتهام خانم کلباسی ساعت ۲ عصر امروز (دوشنبه ۱۵ آذر) برگزار شد و متاسفانه باوجود اینکه مستندات و مدارک خاص و متقنی علیه خانم کلباسی وجود نداشت، دادگاه محلی حکم به یک سال زندان و ۳۰۰ هزار روپیه جریمه نقدی برای خانم کلباسی صادر کرد.

وی ادامه داد: متهم ردیف دوم هم که یک تبعه هندی و بومی همانجا و معاون موسسه خیریه پریشان، تحت مدیریت خانم کلباسی است، کاملا تبرئه شد.

***

همچنین ببینید:

جزئیات خبر تبرئه شدن نرگس کلباسی سال ۹۶

جزییات تجدید نظر در حکم دادگاه نرگس کلباسی در هند

***

حبس و جریمه نقدی برای «نرگس کلباسی»

سرکنسول کشورمان در حیدرآباد گفت: خانم کلباسی که امروز به همراه سرکنسولگری جمهوری اسلامی ایران در حیدر آباد و وکیل طرف قرارداد سرکنسولگری در محل حضور دارند، بلافاصله با سپردن وثیقه ملکی توانستند از بازداشت خارج شوند و دادگاه به مدت یک ماه فرصت اعتراض به رای دادگاه داده است. ما بلافاصله از وکلایمان درخواست کردیم که همانجا اعتراض به رای دادگاه را مکتوب کرده و به دادگاه ارائه بدهند.

نوریان ادامه داد: خانم کلباسی باید تا یک ماه آینده و برگزاری جلسه تجدیدنظر که در همان رایاگادا برگزار می‌شود منتظر بمانند. رایزنی‌های دیپلماتیک در سطوح مختلف در حال انجام است. سفیر محترم ایران در دهلی نو پیگیر هستند و دکتر ظریف در سفر اخیرشان به هندوستان موضوع را با مقام های رسمی وسیاسی هندوستان در میان گذاشته بودند.

ما معتقد هستیم با توجه به اینکه خانم کلباسی در زمینه ناپدید شدن این کودک که گفته می‌شود هیچ نقش مستقیمی نداشته و حتی آن کودک در مجموعه تحت سرپرستی آنها نبوده است بلکه فرزند یکی از پرسنل موسسه است که خودش خواسته بوده فرزندش در اردوی تفریحی کودکان یتیم باشد و باتوجه به اینکه پدر و مادر در محل وقوع حادثه حضور داشتند بنابراین اتهامی مستقیما متوجه خانم کلباسی نباید باشد.

وی خاطر نشان کرد: این رای از نظر وکلای حقوقی رایی ناعادلانه است و امیدواریم دستگاه قضائی هندوستان در مرحله تجدید نظر به نحوی تصمیم بگیرند که حقی از این بانی نیکوکار ایرانی تضییع نشود.

نرگس کلباسی موسس که یک مرکز خیریه برای کودکان یتیم و نابینا بود، از سال ۲۰۱۴ تاکنون به اتهام قتل غیرعمد یکی از کودکان تحت تعقیب قضایی است.

کلباسی، اهل اصفهان است و پس از مهاجرت به انگلستان پدر و مادر خود را از دست می‌دهد. ابتدا به مدت یک سال در پرورشگاه‌های هند و سریلانکا فعالیت‌های خیرخواهانه انجام می‌دهد و با دیدن وضعیت کودکان و تنگدستی آن‌ها اقدام به تاسیس مرکز نگهداری کودکان بی‌سرپرست که معلول یا نابینا بودند، می‌کند.

اتهام قتل غیرعمد یک کودک و سهل‌انگاری که منجر به غرق شدن یک کودک که در زمان پیک نیک در کنار رودخانه‌ای به بازی مشغول بوده او را از ادامه فعالیت‌های خیرخواهانه‌اش باز می‌دارد.

نکته قابل توجه اینکه کودک مقتول از کودکان تحت سرپرستی موسسه وی نبوده و فرزند یک از کارکنان موسسه است که همراه والدین خود در یک اردوی تفریحی در رودخانه غرق شده است، اما در اقدامی غیرمنطقی و غیر انسانی انگشت اتهام به سوی کلباسی نشانه رفته است. این در حالیست که به دلیل حضور والدین کودک هنگام وقوع حادثه ، مسئولیت اصلی نگهداری وی متوجه خود والدین است.

***

همچنین ببینید:

جزئیات خبر تبرئه شدن نرگس کلباسی سال ۹۶

جزییات تجدید نظر در حکم دادگاه نرگس کلباسی در هند

***

بیوگرافی کامل نرگس کلباسی اشتری

نرگس کلباسی اشتری یک زن نیکوکار ایرانی-بریتانیایی است که برای کودکان یتیم و معلول هند پرورشگاه ساخت و پس از آن به قتل غیرعمد یک کودک متهم شد.
نرگس کلباسی اشتری در اول فرودین ۱۳۶۷ در اصفهان به دنیا آمد و تا ۴ سالگی در ایران بود. پس از آن همراه با خانواده به انگلستان مهاجرت کرد. نرگس در کودکی پدر و مادر خود را از دست داد. او تا ۱۹ سالگی در انگلستان زندگی کرد و سپس تا ۲۱ سالگی در کانادا بسر می‌برد. نرگس اشتری لیسانس مدیریت جهانگردی و فوق‌لیسانس مدیریت بازرگانی دارد.
او در سال ۲۰۱۰ «بنیاد خیریه پریشتان» را به امید بهبود زندگی کودکان یتیم و رها شده جهان تأسیس کرد و نام یتیم خانه‌اش را به یاد پریشتان، کودک یتیمی که در سریلانکا دید، انتخاب کرد. بنیاد پریشتان پس از تأسیس یتیم‌خانه‌ای دخترانه و سرای نگهداری از کودکان نابینا در شرق هند افتتاح شد.

همچنین بخوانید:  جزییات خبر آتش سوزی در خیابان سیمون بولیوار + تعداد کشته ها و مصدومان و عکس

گفتگوی جالب و خواندنی با نرگس کالباسی

اولین سوالی که برای همه پیش میاد اینه که چه چیزی باعث شد از همه جاذبه های زندگی در غرب دل بکنی و به فقیر ترین کشورهای آسیا بیایی؟

پدرمان ما را طوری تربیت کرد که از مادیات دنیا لذت نبریم. با اینکه پدرم استاد دانشگاه بود ولی خیلی متوسط و حتی رو به پایین زندگی می کردیم، همیشه به آدم های فقیر کمک می کرد. من از ۱۲ سالگی سر کار میرفتم و در آن زمان به بچه های مهاجرین زبان انگلیسی یاد می دادم. در زندگی طوری تربیت شدم که برای به دست آوردن هر چیزی زحمت بکشم و اصلاً اینطور نبود که همه چیز به راحتی در اختیار من باشد. حتی زمانی که در انگلستان بودم هیچ وقت فکر نمی کردم در اروپا دارم زندگی می کنم و همیشه دوست داشتم برگردم ایران چون میدونستم زندگی در ایران خیلی ساده تر است.

این زندگی ساده را نمی توانستی در اروپا یا کانادا داشته باشی؟

نه، اصلاً. فکر می کنم کسانی که همیشه به دنبال مادیات هستند و دنبال ظواهر زندگی هستند لذت واقعی زندگی را نمی فهمند. کسانی که در خانه و در کنار خانواده هستند لذت زندگی را می فهمند ولی در غرب همه مشغول کار هستند. در غرب کسی را نمی بینی که برای خانواده وقت بگذارد، همه یا سرکار هستند، یا در حال رانندگی، صحبت با تلفن یا مشغول کامپیوتر ولی در اینجا می بینیم همه با هم هستند و صبح تا شب با هم در مورد موضوعات مورد علاقه هم حرف می زنند.

چه طور شد که به هند آمدی؟

همیشه در جستجوی زمان و مکانی بودم که بتوانم برای بچه ها کاری بکنم. ۲۱ ساله بودم که بر اساس پس اندازی که داشتم ارزانترین بلیط هواپیما به مالدیو را گرفتم و به آنجا رفتم. در یکی از جزایر مالدیو ۶ ماه به بچه ها انگلیسی درس می دادم. بعد از آن از مالدیو مستقیم رفتم سریلانکا. سه ماه در یک یتیم خانه از بچه ها نگهداری می کردم. در سریلانکا با یک بچه دو ساله به اسم پِریشان آشنا شدم که نابینا بود، نمی دانم چی داشت که من را جذب کرد. در همین مدت خیلی تغییرات در من ایجاد شد، همه دنیا و زندگی ام شده بود پِریشان.

بعد از سریلانکا برگشتم کانادا و در جستجوی جایی بودم که از همه جا محروم تر باشد و در اینترنت جستجو کردم و دیدم کودکان زیر ۵ سال فقیر هندی بیش از هر جای دنیا در اثر فقر و عدم مراقبت می میرند و این شد که تصمیم گرفتم به هندوستان بیایم.

قبل از اینکه به هند بیایم موهای بلندی داشتم. با دوستانم شرط بندی کردم و گفتم اگر موهایم را کوتاه کنم شما چه قدر می دهید؟ هر کس رقمی گفت و هیچ کس فکر نمی کرد من موهایم را کوتاه کنم. در نهایت مجموع رقم شرط بندی دوستانم به ۷۵۰۰ دلار رسید و من موهایم را از ته تراشیدم و با آن پول به هند آمدم. موهایم را هم به یک موسسه خیریه انگلیسی که برای سرطان کار می کند اهداء کردم.

البته این را هم بگویم که از همان ابتدا همه افراد خانواده ام مخالف رفتن من بودند و دو سال طول کشید تا در نهایت با رفتن من کنار آمدند.

از بین مناطق مختلف هند چرا به اینجا آمدی؟

در هندوستان در مدت ۶ ماه در ۶ یتیم خانه مختلف کار کردم که آخرین آن در همین ایالت اُریسا بود. ضمن اینکه در طی این مدت بیش از ۱۰ ایالت هندوستان را شهر به شهر گشتم تا در نهایت به این نتیجه رسیدم که این ایالت و این شهری یعنی شهر رایاگادا که هستم جزو محرومترین مناطق هندوستان است.

گفتی دوست داری روزی این کار را در ایران انجام بدهی، خوب چرا از اول به ایران نرفتی؟

راستش احساس می کنم هنوز آماده نیستم که به ایران برم. دفعه اولی که به ایران سفر کردیم ۱۱ ساله بودم که در آن سفر مادرم فوت کرد و دفعه دوم هم که برای سفر رفته بودیم ۱۶ ساله بودم و پدرم فوت کرد و برای همین احساس می کنم اگر دوباره به ایران بروم ممکنه اتفاق بدی بیفته. هنوز از رفتن به ایران هراس دارم.

به طور خلاصه و تیتروار طی سه سال گذشته بنیاد پِریشان چه کارهایی در این منطقه انجام داده؟

– یک خانه ساختیم برای ۵۰ دختر یتیم، فقیر یا بی خانمان

– خانه دیگری ساختیم برای ۲۰ کودک کور

– اهداء حدود ۱۵۰ بسته نوزاد: این بسته شامل ۲۰ لباس از یک روزگی تا یک سالگی، تخت و پشه بند و وسایل ضروری برای نوزاد است.

– اهداء ۳۸ چرخ خیاطی به زنان بی سرپرست و فقیر. اینطوری می توانند کار کنند و دیگر وابسته به کمک نخواهند بود.

– اهداء ۵۰ بسته آشپزخانه به ۵۰ خانواده فقیر: شامل ۲۰ قطعه از وسیله برای تهیه و خوردن غذا.

– جشن تولد غافلگیرانه: برای حدود ۱۲۰ بچه زاغه نشین جشن تولد غافلگیرانه برگزار کرده ایم. خیلی از این خانواده ها از تاریخ تولد بچه هایشان خبر دار نیستند ولی با استفاده از اطلاعاتی مثل نام پدر و مادر و همچنین سال تولد، روز تولدشان را از طریق اطلاعات موجود در بیمارستان پیدا می کنیم.

– اهداء ۹۰ بسته مدرسه: شامل ۵۰ دفتر، قلم و کلیه لوازم التحریر به بچه های فقیر.

– اهداء ۱۶۰ بز به ۸۰ خانواده فقیر: با فروش شیر و بزغاله های متولد شده می توانند در آمد کسب کنند.

– اهداء ۱۵۰ بسته بهداشتی: این بسته شامل وسایل بهداشتی است که به خانواده های فقیر داده میشه. همچنین از خانواده ها میخواهیم که به بهداشت بچه ها توجه کنند. مرتب به این خانه ها سر می زنیم و نظارت داریم و هر خانواده ای که شرایط بهداشتی اش بهتر شده باشد جایزه می گیرد.

– ایجاد مراکز آموزشی: در حال حاضر یک مرکز آموزشی داریم که در دو هفته آینده ۳ مرکز جدید نیز افتتاح خواهد شد. در این مراکز بچه های فقیر یا کسانی که نمی توانند مدرسه بروند روزانه ۶ ساعت آموزش می بینند. در مرکز آموزشی فعلی ۴۰ کودک داریم. معلمان ما هم از فقرا هستند ولی فقرایی که دانشگاه رفته اند.

همچنین بخوانید:  احسان علیخانی یکی از داوران جشنواره فیلم کوتاه سما شد

پروژه های بعدی چی؟

پروژه های بعدی زیادی داریم. در ۷ ماه آینده یک خانه برای پسرها خواهیم ساخت. بعد از آن ساخت مدرسه، مرکز بهداشتی، بیمارستان و …. به موقع اطلاع رسانی خواهیم کرد.

گفت و گو با نرگس کلباسی اشتری، موسس و مدیر عامل بنیاد خیریه پِریشاناین فقرا و نیازمندان را چه طور پیدا می کنی؟

از هر طریقی که امکان داشته باشه. به روستاها و مناطق فقیر سر می زنیم. به زاغه ها می رویم. از مدارس و بیمارستانها اطلاعات می گیریم. کلاً به هر شکلی در پی پیدا کردن اینها هستیم. مثلاً یک روز برای خریدن وسایل خوراکی برای بچه ها به بازار رفته بودم، فروشنده به من گفت شنیده ام شما خیریه دارید و گفت در یکی از مناطق یک بچه دو ساله است که پدر و مادرش فوت شده اند و شرایط بدی دارد. از فروشنده خواستم اطلاعات بیشتری در مورد کودک به من بدهد ولی گفت نمی دانم و تنها می دانست که آن کودک در کدام منطقه زندگی می کند. آن منطقه خیلی دور و خیلی وسیع بود ولی با همه این اوصاف همان موقع یک ماشین دربست کردم و به آن منطقه رفتم. به اتفاق همکارانم دو روز در آن منطقه، روستا به روستا و خانه به خانه جستجو کردیم تا در نهایت ساعت ۱۲ شب به روستایی رسیدیم که کودک در آنجا بود. پس از کلی صحبت آنها را قانع کردیم که کودک را به ما بدهند. کودک بیچاره شرایط بسیار بدی داشت. دو سال پیش که او را تحویل گرفتیم دو ساله بود اما به دلیل فقر و عدم تغذیه در دو سال اول زندگی اش از نظر ظاهر مثل یک کودک کمتر از یک سال است.

در اینجا و در این هوای گرم و شرجی نه تنها کولر ندارید، حتی یخچال هم ندارید و یا مثلاً در طرز لباس پوشیدن علاوه بر لباس های هندی، من دیدم که به پایت از این پابندهای پر سر وصدای هندی می بندی. آیا دلیل خاصی برای این سبک زندگی کردن وجود داره؟

فکر می کنم اگر بخواهم درد این مردم را بفهمم و درکشان کنم باید مثل خودشان زندگی کنم تا حداقل بخشی از مشکلات آنها را متوجه شوم. نمی شود در ناز و نعمت زندگی کرد و متوجه بدبختی های این مردم شد.

در مورد پابند های پر سر و صدا هم باید بگم چون ۲۰ تا از بچه های من کور هستند با استفاده از این پابندها وقتی میرم پیششون یا در جمعشون هستم حضور مرا درک می کنند و متوجه می شوند کجا هستم و برای همین این پابندها را دوست دارم.

منابع مالی بنیاد پریشان از کجا تامین میشه؟

از طریق مردمی که در این ۵ سال با من و بنیاد ما آشنا شدند و یا از طریق اینترنت ما را پیدا می کنند. بیشتر این افراد ایرانیانی هستند که در خارج از ایران زندگی می کنند. ما به طور مرتب گزارش عملکرد و گزارش مالی خود را منتشر می کنیم.

ضمن اینکه جا داره از همین این عزیزان تشکر کنم. کسانی که هیچوقت ندیدمشان و یا شاید هیچوقت جایی اسمی از آنها برده نشود ولی همیشه و همه جا حامی بنیاد پِریشان در کمک به محرومان بوده اند.

برای آینده بچه ها فکری کردی؟ فردای این بچه ها را چطور می بینی؟

در این سه سالی که در اُریسا بودم ۵ تا از دخترهایم رفتند دانشگاه، دو تاشون معلم شدند و برگشتند در روستای خود و به بچه های روستای خود آموزش می دهند. حتی در مورد بچه های نابینا میدانم که میتوانند کار پیدا کنند. یکی از معلم های بچه های نابینا خودش نابینا هست و لیسانس دارد و روزی ۴ ساعت بچه ها را آموزش می دهد. آرزویم این است که سیستمی ایجاد کنیم که خود بچه ها دوباره برگردند و به روستاهایشان و خودشان به مردم محروم و فقیر منطقه خود کمک کنند.

تفریحت در زندگی چیه؟

تفریح خاصی ندارم. این کار هم تفریح و هم زندگی من است. لباس خریدن، سینما رفتن، موسیقی گوش کردن و تفریحاتی مثل این منو خوشحال نمیکنه، من با همین کاری که دارم انجام میدم به اندازه کافی لذت می برم.

الگویی در زندگی داشتی؟

پدرم. پدرم به من یاد داد هر چقدر بزرگ باشی، هر چقدر امکانات داشته باشی، هر چقدر تحصیلکرده باشی ولی اگر نتوانی با مردم باشی و با آنها به خوبی ارتباط برقرار کنی هیچی نیستی. پدرم هیچوقت اجازه نمی داد کسی او را دکتر صدا کند، همه باید به اسم کوچک صدایش می کردند.

تا وقتی فوت نکرده بود او را نمی شناختم، نمی دانستم چقدر محبوب هست ولی بعد فهمیدم چقدر پدرم بزرگ بوده. یادم میاد وقتی فوت کرد، سرایدار خانه ما که یک افغانی بود، آمد در خانه و به من گفت: ” پدرت دو سال به من مخفیانه پول می داد تا تونستم خانه ای برای خانواده ام بخرم و پدرت گفته بود حق نداری به کسی بگی ولی من الان به شما میگم تا بدونی”. این در حالی بود که پدرم وقتی از خانه بیرون می رفتیم حتی به اون سرایدار نگاه هم نمی کرد تا مبادا ما به چیزی شک کنیم. (بغض)

وقتی بچه بودم همیشه برایم سوال بود چرا پدر من که استاد دانشگاه است و درآمد خوبی دارد برای من لباس نمی خرد، چرا وسیله نمی خرد، چرا مثل بچه های دیگر تفریح نداریم. بعداً فهمیدم که پدرم پولهایش را صرف فقرا می کرد. به هر کسی که می توانست به هر شکلی کمک می کرد. وقتی مراسم خاکسپاری اش را دیدم، وقتی دیدم چه قدر دانشجویانش برایش گریه می کنند تازه فهمیدم بابای خانه ما چه قدر در بیرون از خانه بزرگ و عزیز بوده.
وقتی کودک بودم و در انگلستان بودیم پدرم یک ماشین کوچک داشت و می دیدم پدرم بچه هایی را سوار ماشین می کند و از مسیری تا مسیری می رساند، همیشه برایم سوال بود که پدرم چرا این کار را می کند. بعداً فهمیدم که آنها بچه های فقیری بودند که پدرم آنها را از مدرسه یا دانشگاه به خانه می رساند … پدرم بزرگترین هیرو (ابر قهرمان) من در زندگی بود… (بغض)

همچنین بخوانید:  شرایط ثبت نام طرح ترافیک موتور سیکلت های شهر تهران مرداد 96

در آمد خودت از کجاست؟

پدرم عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه اصفهان بود و در آمد فعلی من از پولی است که دولت به من به عنوان بازمانده پرداخت می کند.

چه آرزویی داری؟

آرزو دارم وقتی مُردم ، وقتی در این جهان نیستم بدانم زندگی من روی یک نفر یا دو نفر اثر خوب داشت. دوست ندارم بمیرم و اثری روی کسی نداشته باشم. دوست دارم در این دنیا آدم مفیدی باشم. به این نتیجه رسیدم زندگی خیلی کوتاهه. من چون هم مرگ پدر و هم مادرم را در جوانی دیده ام می دانم زندگی خیلی کوتاه است. نمی خواهم هیچ لحظه ای از زندگی ام از بین برود می خواهم از هر لحظه زندگی برای خوب بودن و خوبی کردن استفاده کنم.

دنیای ما روز به روز داره بدتر میشه، فقر، نابرابری های اجتماعی، آلودگی های زیست محیطی و … . به عنوان یک فعال اجتماعی آینده دنیا رو چطور می بینی؟ فکر می کنی اگر نرگس ها بیشتر باشند دنیا بهتر خواهد شد؟

نه، معتقدم اگر ۱۰ تا نرگس باشند ۲۰ نفر بر علیه نرگس خواهند بود. ولی من دوست ندارم هیچوقت فکرم را روی کل دنیا نمی گذارم چون وقتی به همه دنیا فکر کنم دیوانه میشم. دوست دارم در یک محیطی باشم و آنها را خوشبخت کنم، مادر ترزا یک جمله ارزشمند داره که میگه اگر میخوای عشق بدی اول به آدمهای اطراف خودت بده. اگر هر کسی بتونه برای کمک به اطرافیان خودش کاری بکنه آنوقت اوضاع بهتر میشه.

به نظر من همیشه تعداد آدم های بد بیشتر از تعداد آدم های خوب است ولی من دلم میخواد تا وقتی زنده هستم آدم خوبی باشم و آدمهای خوبی در اطرافم باشند.

هندوستان را چطور می بینی؟

جادویی. شاید توصیف جادویی بودن هندوستان کمی سخت باشه. ولی زندگی ساده ای که دارند، تفاوت آدم ها با هم برایم جالب است. وقتی در غرب هستی همه مثل هم لباس می پوشند، همه مثل هم غذا میخورند. همه انگار ربات هستند و در یک برنامه از پیش برنامه ریزی شده ایفای نقش می کنند. هر وقت برمیگردم در کانادا بعد از دو هفته دیوانه میشم انگار همه برنامه ریزی شده اند. اما در هند هر کسی به یک شکل است. هر کسی یک طور رفتار می کند. این تنوع آدم ها برایم لذت بخش است.

گفت و گو با نرگس کلباسی اشتری، موسس و مدیر عامل بنیاد خیریه پِریشان هیچوقت به این فکر نکردی که به غرب برگردی و از این تجربیات ۵ ساله استفاده کنی و در آنجا بنیادی ثبت کنی که بتوانی به کودکان و مردم بیشتری در جهان خدمات بدهی؟

نه. قبلاً هم گفتم که نمی خواهم به همه دنیا فکر کنم. نمی خواهم مثل یونیسف باشم و آن بالا بنشینم و فقط پول بدهم. دوست دارم در بین مردم باشم، با مردم زندگی کنم و زندگی آنها را تغییر دهم و بعد خود آنها باعث ایجاد تغییر در اطرافشان شوند. با پول نمی شود آدم ها را عوض کرد، با عشق و رابطه می شود آدم ها را عوض کرد. اگر روزی ۱۰۰۰ دلار برای این بچه ها شکلات بخرم ارزشی ندارد، چون کمی خورند و بعد خسته می شوند ولی اگر یک ساعت در کنارشان باشم ارزش دارد. نمی خواهم آدمی باشم در آن بالا که فقط پول می دهد، میخوام در کنارشان باشم و عشق بدهم.

می دانم گیاهخواری، از کی و چرا گیاهخوار شدی؟

از وقتی شروع به این کار کردم. احساس کردم حیوانات مثل ما هستند، احساس درد دارند، احساس عشق و خانواده دارند. در دوران بچگی حیوان خانگی نداشتم و زیاد با حیوانات ارتباط نداشتم ولی از وقتی آمدم اینجا بیشتر با حیوانات آشنا شدم و دیدم چه قدر با شعور و دارای درک هستند و گفتم وقتی این همه مواد غذایی هست چرا من باید حیوانات را بخورم؟ حیوانات هم مثل ما حق زندگی دارند.

چه قدر از محیط اطرافت عشق می گیری؟

خیلی زیاد. اگر عشق نمی گرفتم نمی توانستم کار کنم.

اگر این بچه ها را ازت بگیرند چی میشه؟

اگر اینها را از من بگیرند انگار زندگی من را گرفته اند، انگار مرا کشته اند. این بچه ها در زندگی شان خیلی سختی کشیده اند دلم می خواهد تا وقتی من هستم در اطرافشان آدمهای خوب وجود داشته باشد و عشق بگیرند از اطرافشان.

در این ۵ سال شده پشیمون بشی، حتی برای یک ثانیه؟

نه. اصلاً.

چه قدر خانواده، دوستان و آدمهای اطرافت برای کاری که داری می کنی تو را سرزنش می کنند؟

خیلی زیاد، شاید ۵۰ درصد. میگن چرا این کار را می کنی. حتی دوستهای قدیمی ام دیگر با من دوست نیستند چون فکر می کنند من معنی زندگی را نمی فهمم در صورتیکه من فکر می کنم آنها معنی زندگی را نمی فهمند. من آدمی نیستم که دلم بخواهد خانه داشته باشم، ماشین داشته باشم، صبح برم سر کار تا عصر، بچه داشته باشم. من از زندگی به این شکل لذت نمی برم.

دوست داری روزی آدم معروفی بشی؟ مثلاً یکی مثل مادر ترزا؟

نه برایم مهم نیست. به این چیزها فکر نمی کنم.

در یک جمله نظرت را در مورد این ۴ کلمه بگو:

انگلستان: کشوری پیشرفته و مدرن در سطح اول جهان.

کانادا: کشوری که وانمود می کند مردمانش رفتار دوستانه ای دارند ولی در واقعیت اینطور نیست.

هندوستان: اگر میخواهی زندگی و نگاهت به دنیا عوض بشه برو هند.

اصفهان: برای من مهمترین جای دنیاست، چون پدرم در آنجا به دنیا آمده و در آنجا آرمیده.

در پایان برای کسانی که این مصاحبه را می خوانند حرف یا پیامی داری؟

می دانم کسی گوش نمی کنه، ولی بهترین پیام اینه که نترس از اینکه به صدای قلبت گوش کنی. اگر گوش بکنی زندگی خوبی خواهی داشت ولی اگر گوش نکنی به خودت خیانت کرده ای.

***

همچنین ببینید:

جزئیات خبر تبرئه شدن نرگس کلباسی سال ۹۶

جزییات تجدید نظر در حکم دادگاه نرگس کلباسی در هند

***

عکسهای نرگس کلباسی اشتری

اعلام حکم قضایی نرگس کلباسی + جُرم، بیوگرافی و عکسهای جدیدش آذر 95

اعلام حکم قضایی نرگس کلباسی + جُرم، بیوگرافی و عکسهای جدیدش آذر 95

اعلام حکم قضایی نرگس کلباسی + جُرم، بیوگرافی و عکسهای جدیدش آذر 95

اعلام حکم قضایی نرگس کلباسی + جُرم، بیوگرافی و عکسهای جدیدش آذر 95

اعلام حکم قضایی نرگس کلباسی + جُرم، بیوگرافی و عکسهای جدیدش آذر 95

اعلام حکم قضایی نرگس کلباسی + جُرم، بیوگرافی و عکسهای جدیدش آذر 95

اعلام حکم قضایی نرگس کلباسی + جُرم، بیوگرافی و عکسهای جدیدش آذر 95

اعلام حکم قضایی نرگس کلباسی + جُرم، بیوگرافی و عکسهای جدیدش آذر 95

اعلام حکم قضایی نرگس کلباسی + جُرم، بیوگرافی و عکسهای جدیدش آذر 95

اعلام حکم قضایی نرگس کلباسی + جُرم، بیوگرافی و عکسهای جدیدش آذر 95

***

همچنین ببینید:

جزئیات خبر تبرئه شدن نرگس کلباسی سال ۹۶

جزییات تجدید نظر در حکم دادگاه نرگس کلباسی در هند

***

گردآوری: پورتال وهاران www.vaharan.ir

(Visited 1 times, 1 visits today)

درباره ی admin

همچنین ببینید

ازدواج پرستو صالحی با محمد نادری,پرستو صالحی و محمد نادری,خواستگاری محمد نادری از پرستو صالحی,خواستگاری از پرستو صالحی,پرستو صالحی مهر 96

ازدواج پرستو صالحی با محمد نادری + جزییات کامل و عکس

ازدواج پرستو صالحی با محمد نادری + جزییات کامل و عکس پرستو صالحی یکی از …

۳ دیدگاه

  1. سلام‌عرض‌میکنم‌خدمت‌خانم‌کلباسی…درود‌ورحمت‌خدا‌برتو‌ودل‌پاکت…من‌خیلی‌تحت‌تاثیر‌این‌کار‌بزرگت‌قرار‌گرفتم…کاری‌که‌همیشه‌ارزویم‌بوده‌ولی‌شرایط‌زندگی‌ووضعیت‌مالی‌ام‌طوری‌نبوده‌که‌بتوانم‌قدمی‌به‌این‌بزرگی‌بردارم…خیلی‌دلم‌میخواهد‌باشما‌صحبت‌کنم‌…خواهش‌میکنم‌اگر‌توانستید‌‌با‌من‌تماس‌بگیرید…من‌نمیتوانم‌شما‌را‌پیداکنم‌‌شاید‌شما‌توانستید..ممنونم

  2. درود به شرف تو شیر زن – فرشته پاک و معصوم خداوند که جان و مال و عمر و زندگیتو با هزاران مشقت و درد و رنج نثار کودکان زجر کشیده پاک و معصوم آنهم یه کشور غریب نمودی. من از دور به دستان فرشته ای چون تو بوسه می زنم و زیباترین هدیه خداوند به تو انسان شریف و پاک همان قلب مملو از عشق و مهر و عاطفه است … برای من هم با قلب مهربونت دعا کن …. انشاء ا…. خداوند همیشه پشت و پناهت باشه و در هر کار انسان دوستانه ای که انجام می دی کمک و یاورت باشه …. در پناه حق باشی عزیز دل

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *